تبليغاتX
من و دل

من و دل

چه جور دلت اومد بری گریه که سهم من نبود

قصه که از سر نمیشد با یکی بود یکی نبود

چه جوری باورم بشه رفتن تو تنگ غروب

چه جوری اخه سر رسید فرصت اون روزای خوب

به خدا باورم نشد وقتی که نشناختی منو

تو چنگ دیو گریه ها واسه چی انداختی منو

از شب پرپر زدنم چطور تونستی بگذری

من که غریبه نبودم چه جور دلت اومد بری

گفتی به من تو هم برو یه قصه ی تازه بگو

گفتی به من راهی بشو تو جاده های پیش رو

اخه بگو منو به کی سپردی وقت بی کسی

چرا نخواستی بمونی به داد اشکام برسی

با یکی بود یکی نبود قصه که از سر نمیشه

هیچکس اخه به غیر تو دردمو از بر نمیشه

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/18ساعت 16:57  توسط منا  | 

باورم کن باورم کن

رهگذار کوچه های خیس رویا و خیال و خاطرات و حیرت و

موسیقی و حس و کلام

باورم کن باورم کن

از فشار بغض دیگر در نمی اید صدام

با نگاهت ایمنم کن تا بگویم

 "دوستت دارم!"

همین و والسلام

دوستت دارم و میدانم که میدانی

به خیالت سطر سطر خیس احساس تو را

از دفتر تردید چشمانت نمیشد خواند؟

دیوانه!

دوستت دارم !

و میدانم که میدانی

نمیدانی ولی شاید

تماشای تو در بی انتهای کوچه ی بارانی رویا

چه دنیایی ست!

دوستت دارم !

و میدانم که میدانی

نمیدانم ولی

ایا تو هم ........

بگذریم!

این دم اخر خیالم را

با کلامی خیس راحت میکنی؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/06ساعت 15:54  توسط منا  |