طی این ۲-۳ روز به همه ی دوستان جواب میدم
۲: یه سوال دارم که جوابشم خودم میخوام بدم
میدونید فرق دوست داشتن با عشق چیه؟
فرق که زیاد دارن من یکی شو میگم
وقتی یکی رو دوست داری حتی اگه جلوی چشماتم باشه و زیاد هم بازیگر ماهری
نباشه همه ی دروغهاشو باور میکنی یا این که حد اقل سعی میکنی باور کنی
ولی اگه عاشق باشی حتی وقتی عشقت جلوی چشمات نیست
حتی وقتی صداشو نمیشنوی حتی وقتی اون یه بازیگر ماهره که مو لای درز
دروغش نمیره حتی وقتی فقط
تو نت برات دروغی میبافه که دور از ذهن نیست تو امواج منفی شو میگیری
قلبت مدام تو سینه میکوبه که باور نکن
مدام یه صدایی بهت میگه نه اینا دروغه و تو صدای قلبت رو راحت تر از حرفای اون باور میکنی
تا حالا کدومتون اینو تجربه کردین؟ من دیروز فکر کنم بعد از ظهر بود که تجربه ش کردم
۲ ماه پیش یه افتخار تو این عشق بود که
هردومون قبولش داشتیم اونم این بود که هرچی بینمون اتفاق افتاده ،افتاده جز دروغ
هردو ۲ ماه پیش اعتراف کردیم تنها چیزی که از بین نرفت تو دوستیمون صداقت بود
متاسفم که دیروز این صداقت از طرف اون به لجن کشیده شد
متاسفم برای خودم که انقدر ابله فرض شدم
دیروز واسه چند لحظه به اون امواج منفی شک کردم چون باورم نمیشد به این راحتی
اون همه راستی از بین بره اما رفته بود
دیشب باز اخر شب شک افتاد به دلم باز گفتم کسی که تنها شرط روز
اولش صداقت بود دروغ نمیگه ولی چه کنم که گفته بود
دلیلشو نمیدونم
۳: امسال ماه رمضون حال و هوای خاصی داره
نمیدونم برای شما هم اینجوریه یا نه؟
۴: یه چیز خنده دار یا شایدم گریه دار
من تازه از پارسال فهمیدم شبهای قدر چه ارزشی دارن
تا ۲ سال پیش فقط میدونستم این ۳ شب عزا داریه امام علی هست
ولی به خدا حتی نمیدونستم شبهای نزول قران هم هست
تازه چقدرم حرص میخوردم وقتی چند روز پشت هم همش گریه زاری بود
پارسال شب قدر واسه اولین بار نشستم دعای این شب رو خوندم
شب بعدش به مامان گفتم ما هم مثل بقیه بریم یه جایی
که حال و هوای شب قدر رو داره
اولش مامان گفت نه تو خونه راحت تره
ولی بعدش اومد ما الان ۱۷ ساله تو این خونه ایم و
سر کوچمون هم یه مسجده پارسال واسه اولین بار پا تو این مسجد گذاشتم
(به جز چند باری که به خاطر مراسم ختم اونجا رفته بودم)
انقدر حال و هواشو دوست داشتم که وقتی مراسم تموم شد کلی دلم گرفت
تازه پارسال همه چی بر وفق مرادم بود ولی امسال با این همه
مشکلات با این همه غمی که تو دلمه واسه رسیدن اون ۳ شب لحظه شماری میکنم
امسال دلم میخواد برم تو اتاقم درو ببندم فقط من باشم و خدا
من و اون با یه دل پر غم
