روزگار داره خوب پیش میره یه روزایی میشه که چند تا بلا از سر و کله ت میره بالا
یه روزایی هم مثل الان همه چی انقدر خوب پیش میره که تو پیش خدا شرمنده میشی
شرمنده ی این میشی که با زبون روزه چند بار یادت رفته نماز بخونی!!!!!!
یا این که یادت بوده ولی انقدر تنبلی کردی که وقتش گذشته
بعدش سرتو میندازی پایین و چشماتم میبندی و میگی خدایا معذرت!
ولی باز فرداش روز از نو روزی از نو
اینجور موقع هاس که با تمام وجود به خودت میگی بی چشم و رو
اما امان از این تنبلی که نه چشم و رو سرش میشه نه چیزی!
*************************
اونی که اون پایین زیر امار هست پروفایل کلوب منه
چیز جدیدی ننوشتم همون چیزاییه که همه ازم میدونن
هنوزم کامل نیست
کار زیاد داره ولی گفتم که بدونید اونم هست:)
***********************
ای خدا اگه یه زمانی خواستی بهم دختر بدی مثل این دُرسای بزنگاه باشه پلیز
**********************
میگما این لیلاــــــ فرو**ــــــــ** هر
اگه خوانندگی رو بذاره کنار به خدا به هیچ کجای دنیا بر نمیخوره
اه اه اه
لباساش حال ادمو به هم میزنه
یا گل گلی میپوشه یا کت میپوشه
امروزم توی پرشیا تی وی یه اهنگ پخش شد ازش
پشت لباسش تا باسن مبارک باز بود اون وقت جوراب مشکی هم پاش کرده بود
واقعا به به به به این همه سلیقه ی مزخرف![]()
***********************
یه وقتایی آدم بد جوری هوس میکنه احساسشو بیان کنه
منم الان یهویی دلم غش رفت که بگم
عسیسم دوستت دارم یه جورای عجیبی
با این که فقط ۶ روزه ندیدمت اما بازم
یه عالمه دلم تنگ شده واسه وقتایی که میپرم تو بغلت تو هم هی
انواع درختا و گلها و مورچه هاو اینا رو نشونم میدی!!!!!![]()
(هیچکس جز خود متین معنی اون خط اخرو متوجه نمیشه پس زیاد فشار نیار به خودت)
************************
از کجام پی نوشت بیارم بنویسم ؟؟؟؟؟؟؟؟ :))))
بعدش نفهمیدم گناهش چی بود که یه زن تقریبا ۵۰ ساله هی بهش غر میزد
که چرا قسمت خانما سوار شدی؟
ای خدا یعنی به این طفل معصوم ۱۰ ساله هم رحم نمیکنن میگن چشات ناپاکه
انقدر نفرت تو وجودم جمع شده بود که ترسیدم یهو بکوبم تو دهن زنه
واسه همین رفتم یه گوشه ی دیگه وایسادم
اخه ابله این بچه اگرم بخواد به کسی نگاه کنه به هم سن خودش نگاه میکنه
نه به تویی که سن اجدادشو داری
حالا همین خانم اگه میرفت تو واگن آقایون حق مسلمش بوده هااااااااا
ووی ووی ووی که هنوز یادم میفته جیلیز ویلیز میکنم
***********************
شنبه اقاهه امتحان داشت منم برد دانشگاهشون
ولی نفهمیدم چرا دخترای دانشگاه اینجوری نگام میکردن و پچ پچ میکردن![]()
اما همچین که متین رفت سر جلسه و من موندم تو حیاط اومدن دوره م کردن
و کلی عزت چپونم کردن و زیر و بم ارتباط ما رو کشیدن بیرون
شما چن سالته؟
متین چن سالشه؟
کی آشنا شدین؟
نامزدیتون رسمیه؟
اگه نیست چرا متین حلقه دستشه؟
اگه هست عروسیتون کیه؟
ما هم میایماااااااااا
اذیتت نمیکنه؟
ماشالله فوضول خونه بود اه اه اه![]()
**************************
حالا میخواید بگید ادم بدیم
عٍرق ملی ندارم
کوفتم زهر مارم
اما ارزومه که ایران در برابر عربستان یه باخت دبش دو نبش بیاره
بلکم این آقای بی فرهنگ بددهن بفهمه که لقمه ی بزرگتر از دهنش برداشته
وای که هر وقت میخواد واسه کارای احمقانه ش دلیل و برهان بیاره
من این ور سر تا پاشو میگم
پـــــــــــــی نــــــــــــــوشـــــــــــتز
(جمع پی نوشت) :)))
۱:اخه من از دست شماها چی کار کنم که انقدر گُلید هان هان؟
چرا انقدر تبریکاتتون به دلم نشست هان هان؟
مرسی مرسی مرسی از همه تون![]()
۲:تابستونم به همین زودی گذشت و تموم شد
همیشه قبل اومدنش یه عالمه نقشه تو سرت میاد و وقتی میره
میبینی هیچ کدومش عملی نشد
امسال هوس کرده بودم چند تا مسافرت انچنانی برم که نشد
اما خب میدونم پاییز خوبی رو پیش رو دارم
هم من هم آقاهه
۳:دیگه حالم از هر چی پیام نوره به هم میخوره
از روزی وارد این خراب شده شدم جز استرس هیچی نداشتم
وای که اگه شنبه-یه شنبه معلوم شه باز اشتباه کردن و اینجوری منو
به دلهره انداختن به خداوندی خدا ازشون شکایت میکنم
دیگه خسته م کردن انقدر سرشون با تهشون بازی میکنه
احتمالا دیگه ول میکنم ما این دانشگاهو بخشیدیم به صاحابش
شاید اصلا برم علمی کاربردی یا هر کوفت دیگه ای
شایدم دیگه نرم
اه اصلا" نمیدونم چه شِکری میخوام بخورم
۴:اوووووووووووووومممممم چیزی به ذهن مبارک نمیرسه
*****************************
اینم بگم بعد برم
نمیدونم اگه مواقعی که انقدر دلتنگم و از زمین و زمان برام
بد شانسی میباره متین نبود و با حرفا و شوخیاش دلگرمم نمیکرد
الان کجای این روزگار داشتم دست و پا میزدم
اصلا هم نمیخوام فکر کنم به این که اگه نبود....
چون هست
چه لطیف است حس آغازی دوباره
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای اغاز تنفس
و چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودن
و چه اندازه شیرین است امروز....
روز میلاد
روز تو
روزی که تو آغاز شدی
مونای من میلادت مبارک
۲۴ سالروز تولد رو گذرونده بودم و هیچ تبریکی اندازه ی متن بالا
منو پر از غرور و خوشبختی نکرده بود
ولی آغاز ۲۵ اُمین سال زندگیم برام پیام آور این خوشبختی بزرگ بود
مرسی عزیزم