از صبح ساعت ۷ زل زدم به خودم تو آیینه
به ابروهام که یکشنبه رفتم ارایشگاهو باریک و خوشگل شدن
به چشمام که متین میگه تو دنیا تکه
به دهنم که ای بدک نیست
به دماغم که مامی میگه جراحی میطلبه
به پوستم که از وقتی رواکوتان میخورم خیلی بهتر شده
به موهام که یه ساعته دارم سشوار میکشم و بالاخره اون چیزی شده که میخوام
به لباسایی که قراره امشب بپوشم و دوسشون دارم
بعدش میرم تو سالن میبینم اونجا هم همه چی عالی و قشنگه
به تک تک وسایل نگاه میکنم و میبینم همه چی خوبه
پس این دلهره ی لعنتی چیه که اومده سراغم
تا ساعت ۶ که قراره متین و خانواده ش بیان خونمون هزار بار دیگه میمیرم و
زنده میشم
خدایا کمک....................
****************************
چهارشنبه ساعت ۱۱:۱۵
همه چیز بهتر از اونی که فکر میکردم برگزار شد
ساعت ۶:۱۵ وقتی زنگ زدن و اومدن انقدر قلبم تند تند میزد که
احساس میکردم الان میپره رو فرش!
وقتی یکی یکی وارد شدن فقط نگاهم به در بود تا متینو ببینم
وقتی با یه کت و شلوار خاکستری،پیرهن یاسی ، کراوات خاکستری و یه
سبد گنده ی گل اومد خیلی خودمو نگه داشتم تا نپرم بغلش و جلو همه
یه موچ موچ حسابی نکنمش
خلاصه همه چی تقریبا اکی شده
فقط این وسط قلب باباییه که یه کم میلرزه
بالاخره هرچی باشه یکی یدونشو میخواد بده ببرن
قرار شده چند وقت فکر کنه
زندگی داره یواش یواش بیشتر از حد تصور قشنگ میشه
خدایا همین جوری قشنگ نگهش دار
پی نوشت
۱:فک کن من نشستم بعدش این اقا
یواشکی نگام میکنه چشمک میزنه اونم جلو این همه ادم
منم که پایه ی هر هر و کر کر با بدبختی جلو خودمو گرفتم که منفجر نشم از خنده
اون وخ میگن چرا میچلونیش خب چلوندنیه دیگه
۲:انقد به سبد گلش نگاه کردم که جیغ مامان در اومد
هی میگه مگه ندید بدیدی اخه تو؟!
۳:احساسم کاملا نسبت به ارتباطم با متین عوض شده
این احساس از قبلیه قشنگتره
۴: مامان میگه تا حالا ندیده بودیم واسه مراسم خواستگاری دختر و پسر
با هم برن لباس بخرن و با هم برن گل سفارش بدن:)
البته که خودمان هیچ نظری نداریم
ولی حتما شباهتهایی هست که میگویند
*******************
مامانه هی چپ میره راس میاد
میگه کیف میکنی مامانت چه اسمی داره
چه ترانه هایی واسه اسمش خوندن
به به به
چقد این اهنگ جدیده که ابی و کامران هومن با هم خوندن قشنگه که اسم من توشه
بعدش من یخورده نگاش میکنم میگم مامی جان فقط به این نیس که اسمت تو این ترانه باشه
اخه یه کمی هم به مفهومش توجه کن
این ۳ تا دارن خودشونو هلاک میکنن به این فرشته ی ترانشون حالی کنن
که اذیتمون نکن به گریمون نخند به کسی جز من(ما)فک نکن
این یعنی این که اون فرشتهه خ.....تک اینا رو رو سرشون کشیده انقذه چزوندتشون
حالا هی پز بده که وای اسم من تو چه ترانه ی قشنگیه
بعدش مامان یه کم فک کرده اخر همه ی فک کردنا به من میگه تحفه!
وا!!! مامان!!!! به من چه!!!!
********************
اون موقعی که افشین قطبی ایران بود
این 3 تا مفسرِ!!! برنامه ی افساید در شبکه ی PEN
خودشون رو پاره میکردن که این اقا در حد فوتبال ایران نیست
فقط به لطف اسم بزرگ پرسپولیس معروف شده
حالا که رفته همینا میگن این اقا خیلی برتر از فوتبال ایران بود
ایشون حروم شد توی ایران!!!!
واقعا هلاک تفسیرتون بشم من!!!
*******************
دلم تنگولیده شده برات جناب اقای مهرسا ;ا
ایشالا به سلامتی تا ۳ شنبه چقد مونده ایا؟:)