پیش نوشت ساعت ۱:۴۶" سه شنبه:
این روزا ادب و تربیت و صبوری و این کوفت و زهر مارا رو ریختم تو فاضلاب
سیفونشم کشیدم
کسانی مثل این عنتر منترایی که میان و میخوان پا رو اعصابم بذارن رو میشورم
میذارم کنار یا میندازموشون کنار همون ادب و صبوری و یه سیفونم اخر کار!
استانه تحملم به شدت اومده پایین
تا بتونم مثل قبل بشم خیلی راه دارم
واسم بستن اون کامنت دونی اخر هیچ کاری نداره
یه کلیک میخواد
پس سحر یا مهدیه یا غریبه یا هر انگل دیگه ای که هستی فقط ساکت باش
چون پیدا کردنت از روی ای پی واسه خودم و متین کاری نداره
این روزا هم که بیکارم و میتونم عین ۲۴ ساعت خودم و
دوستام پای این وبلاگ بشینیم و
ای پی ها رو چک کنیم
پس سعی کن جزء دسته اول احمقا باشی
******************************
۲ دسته احمق داریم
دسته اول اونایی هستن که احمقن و میدونن که احمقن پس معمولا سکوت میکنن
دسته دوم اونایی هستن که احمقن و نمیدونن احمقن وهر چی
هم بهشون میگی باورشون نمیشه که احمقن
*******************************
دلم واسه متین خیلی تنگ شده
فک کنم ۱۰ روزی میشه که ندیدمش
ایشالا یکی ۲ روز دیگه جبران میکنیم:)
*******************************
۱۷ تا فیلم از یکی گرفتم که ببینم
بالاخره تابستونو باید یه جوری گذروند
هرچند که دنبال کار خوب هم هستم
اما هنوز چشمم دنبال کاریه که چن ماه پیش به خاطر
از دست دادم
هیچ کاری شرایط ایده ال اونجا رو نداره
ساعت کاریش زیاد بود اما میارزید
****************************
موچ موچی یادته پارسال روز پدر دربند بودیم؟
****************************
یه کتابی دارم میخونم
هر جمله ای که ازش میخونم یه فحش به نویسنده ش میدم
یعنی حیف که مشهده
اگه تهران بود پیداش میکردم کتابشو همچین میکوبیدم تو اون کله پوکش
که دیگه یادش بره از این نصیحت های حال به هم زن تو کتابش بکنه ادمو
اه خیلی حالم خوشه این جک و جونورا هم بیشتر خوشش میکنن!